محمود حسن ديوبندى
مختصرى درباره علوم قرآن 16
تفسير كابلى (فارسى)
اما ، امروز اين اصطلاح ( علوم قرآن ) فقط بر بحثهاى مشخصى كه پيوند مستقيم با قرآن دارند ، اطلاق مىشود مانند : تفسير قرآن ، ناسخ و منسوخ ، مكى و مدنى ، محكم و متشابه و علم قرائت . پيرامون هر يك از بحثها سخنان بسيارى گفته شده و در هر يك كتب مستقلى تاليف گشته است . چنانچه امروز شناخت هر يك از اين علوم محتاج به فراگرفتن از آن است همانگونه كه ابن خلدون در مقدمهاش بيان داشته است ( مقدمهى ابن خلدون ، ص 204 ، به زبان عربى ) . پس ، روى اين بيان ، در اين وقت " تفسير " بذات خود علم مستقلى است كه از خود شروط و اصول دارد . ناسخ و منسوخ نيز در قرآن علم خاصى است كه محتاج به تدريس جداگانهاى دارد و محكم و متشابه نيز همچنين و همينطور ساير علوم قرآنى . . . براى اينكه دربارهى علوم قرآن صحبت را كوتاهتر كرده باشيم ، بحثى را كه قاضى ابو بكر بن عربى دربارهى علوم قرآن نموده است نقل مىكنيم . قاضى ابو بكر بن عربى دربارهى علوم قرآن بحث جالبى دارد كه مىگويد : " اساس علوم قرآن سه چيز است : 1 - توحيد 2 - تذكير ( وعظ ، نصيحت ، ترغيب و ترهيب ) 3 - احكام . در نتيجه ، وقتى به سورهى فاتحه " ام القرآن " گفته مىشود به خاطر اين است كه مشتمل بر اين سه علم ( توحيد ، تذكير و احكام ) مىباشد و سورهى اخلاص را ثلث قرآن مىگويند ، زيرا كه يكى از اين علوم سهگانه ( توحيد ) را شامل است " الاتقان فى علوم القرآن . ج 1 " . ابن جرير ( رح ) راجع به اين بحث مىگويد : " بهطور خلاصه ، مضامين قرآن كريم سه چيز است : توحيد ، اخبار و احكام . و سورهى اخلاص از اين سه مضمون ، شامل توحيد مىباشد ، لذا ثلث قرآن گفته مىشود . و اين سه مضمون قرآن كريم شامل تمامى علوم و مضامين مىباشد " . پس از بيان فوق مىتوان گفت كه اين سه مضمون و يا سه علم در واقع حيثيّت اساس و پايهى كلى علوم قرآنى را دارا مىباشد ، چنانچه وقتى ائمه و مفسرين علوم زيادى را از قرآن كريم ذكر كردهاند ، بطور كلى همهى اين علوم با تمام اقسام و انواعش از اين علوم سهگانه بوده است .